کله قند ماکله قند ما، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

کودک خلاق فردا...........

گل صداقت

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده‌ای تصمیم به ازدواج گرفت. او با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند . وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او بطور مخفیانه عاشق شاهزاده بود . وقتي دخترش از ماجرا با خبر شد گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت . مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا . دختر جواب داد: می دانم هرگز مرا انتخاب نمیکند. اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم . روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای میدهم . هر کسی که بتواند در عرض شش م...
12 تير 1391

صدفها!

در يک صبح خيلي زود مردي به ساحلي رفت هنوز هوا کاملا روشن نشده بود جزرو مد شديد ديشب صدفهاي زنده زيادي رو به ساحل اورده بود که در حال مرگ بودند -مرد در حالي که بي هدف راه ميرفت وپاشو روي صدف ها ميگذاشت مرد ديگري رو ديد که مرتبا خم ميشه يک صدف زنده رو بر ميداره با قدرت به اب مياندازه جلوتر رفت پرسيد چه کار ميکني ؟ مرد گفت : صدف هاي زنده رو به اب مي اندازم -با پوسخند پرسيد چه فرقي مي کنه؟ بين اين همه يکي رو نجات بدي ؟ مرد دوباره خم شد يک صدف ديگه برداشت به اب انداخت گفت :براي اين يکي فرق کرد ----
12 تير 1391

مرد کور

  روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار ج...
12 تير 1391

روزي شيطان از كارهاي خود پشيمان شد و .....

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود. ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. كسی از او پرسید: « این وسیله چیست؟» شیطان پاسخ داد: « این نومیدی و افسردگی‌ست.» آن مرد با حیرت گفت: «چرا این قدر گران است؟» شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: «چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه سایر ابزارم بی&...
12 تير 1391

جالبه

o      از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نترس، بلکه از کسی بترس که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد . . . . o      هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند ولی وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند .... o      مهم نیست چه مدرکى دارید، مهم این است که چه درکى دارید .... o      از درد های کوچک است که آدم می نالد، وقتی ضربه سهمگین باشد، لال میشوی ... o      اگر باطل را نمیتوان ساقط کرد، می توان آن را رسوا ساخت و اگر حق را نمیتوان استقرار بخشید، میتوان آن را اثبات کرد، به زمان شنا...
11 تير 1391

جالبه

مسئولين يك مؤسسه خيريه متوجه شدند كه وكيل پولداري در شهرشان زندگي مي‌كند و تا كنون حتي يك ريال هم به خيريه كمك نكرده است. پس يكي از افرادشان را نزد او فرستادند.. مسئول خيريه: آقاي وكيل ما در مورد شما تحقيق كرديم و متوجه شديم كه الحمدالله از درآمد بسيار خوبي برخورداريد ولي تا كنون هيچ كمكي به خيريه نكرده‌ايد. نمي‌خواهيد در اين امر خير شركت كنيد؟ وكيل: آيا شما در تحقيقاتي كه در مورد من كرديد متوجه شديد كه مادرم بعد از يك بيماري طولاني سه ساله، هفته پيش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگي‌اش كفاف مخارج سنگين درمانش را نمي‌كرد؟ زود قضاوت كرديد؟ مسئول خيريه: (با كمي شرمندگي) نه، نمي‌...
11 تير 1391

والدین مبتدی، رفع اشکال کنند!

  کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. انها یک تجربه ی منحصر به فرد هستند که باید درک شوند و مورد توجه قرار گیرند. کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه ی هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به نُه اشتباه والدین اشاره می کنیم، که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند. اشتباه شماره 1  کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند، که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد.   هر ...
6 تير 1391

جملات تامل برانگيز

وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدایا مرا ببخش...  ------------------------------------------------- هی با خود فکر می کنم، چگونه است که ما در این سر دنیا، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها در آن سر دنیا، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن...     درد من تنهایی نیست، بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت خداوند می نامند. ...
3 تير 1391

جملات تامل برانگيز

چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است. --------- اگر می خواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ دهد ، باید باور محال بودنش را عوض کنی ----------- پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست به شکستی دیگر بدون از ذست دادن اشتیاق ------------ با کسی زندگی کن که برای راضی نگه داشتنش نخواهی یک عمر فیلم بازی کنی. ------------- اگر گیاهان صدایی نداشته باشند به آن معنی نیست که دردی ندارند ------------ انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد و می تواند داشته باشد -------------- بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش، امید هیچ معجزه ای ز مرده نیست...
3 تير 1391