کله قند ماکله قند ما، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

کودک خلاق فردا...........

این روزای دخمل مخمل من.........

1392/8/19 14:31
نویسنده : ماماني
1,421 بازدید
اشتراک گذاری

دختر قشنگ من...........

سلام.........

این روزا درگیر اسباب کشی هستیم و هنوز اون خونه جدید آماده چیدن وسایلمون نیست..........

این روزا هی میریم خونه مادر جون اینا...مادر جون بهت یاد داده که بگی بای بای.....

دیروز که داشت برای دستش میرفت فیزیوتراپی ،چادر رو رو سرش دیدی جیغ زدی از خوشحالی.اونم گفت آیلین بای بای....تو هم گفتی :بای بای

دل من از این همه محبت ذوق زده شد...فدات شم که اینقدر دوسش داری

تازه دیروز بهت یاد داد که بگی مامان......تو هم بعد کلی حرکت دهنت گفتی مامان....انقدر خوشحال شدم که نگو..........وقتی می گی مامان دلم غنج میره.....تو پوست خودم نمی گنجم.

جمعه که به بابایی تو بردن وسایل کمک می دادم از صبح نبودم.مجبور بودم که برم کمکش و وقتی برگشتم دیدم سرت پائین بود و بغض کرده بودیو تا منو دیدی زدی زیر گریه...فدات بشم، دلم ریش ریش شد.....

مادر جون می گه از وقتی رفته بودم با یه پلاستیک داشتی بازی می کردی و تو بغض بودی و  سرتو بالا نمی آوردی......فدای دلتنگیت.......گریه

انشالله به حق همین روزای عزیز خدا خودش یه کاری کنه که من بتونم بمونم خونه و برات مادری کنم.دلم نمی خواد تا 5 عصر سرکار باشم و موقع برگشتن تو رو اینطوری ببینم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان پارمیس
19 آبان 92 13:37
سلام مامان آیلین جون. خدا برات حفظش کنه ماشاله به این دختر ناز و زیبا منم مثل شما هستم و از صبح تا ساعت 4 یه دونه دختر نازم رو به مهد میسپرم. خدای مهربون پشت و پناه همه دردونه ها باشه. با اجازه تون لینکتون کردم. به وبلاگ ما هم سر بزنین.خوشحال میشم.
مامان پارمیس
20 آبان 92 9:35
سلام عزیزم. آیلین جون خوبه. از طرف من ببوسش. راستش من پارمیس رو از 2 سالگی مهد گذاشتم یعنی از 6 ماهگی تا حدود 1 سالگی هر روز باخودم میبردم اداره گوشه اتاقم براش زیر اندازو اسباب بازیو غیره پهن میکردم اما بزرگتر که شد و شروع به راه رفتن کرد ، دیگه نشد نگه داشت. به همین دلیل تا 2 سالگی پیش مامانم بود. 2 سالگی به بعد گذاشتمش مهد. پارمیس شدیدا به من وابسته بود و الان هم هست. ولی جای تعجبه که همون هفته اول توی مهد سختش بود. یه معلم خصوصی از مربی های مهد براش گرفتم که تموم وقتش رو فقط به پارمیس اختصاص میداد. خدا خیرش بده ، اگه اون نبود که نمیدونستم چیکار کنم. ولی الان خدا رو شکر اینقدر به مهد وابسته شده که یه روز هم نمیتونم توی خونه نگهش دارم. خیالتون راحت باشه (البته این هم بگم که مهد پارمیس از مهدهای نمونه است)
اگه سوال دیگه ای داری گلم من در خدمتم

ممنون خانومی.والله چی بگم.من نمی تونم بیارمش شرکت با اینکه اینجا تنها هستم.رئیسمون اجازه نمیده.من بچه رو از 3 ماهگی گذاشتم پیش مامانم
مامان ویانا
12 آذر 92 14:00
سلام عزیزم من هم مشکل شما را دارم از ساعت 5 صبح تا 5 بعدازظهر دختر نازم را نمی بینم . می ذارم پیش پرستار موقعی که هم می روم خانه خستگی و کار خانه باعث می شود که کمتر بغلش کنم یا با چیزی سرگرم کنم که به کارهایم برسم واقعاً نمی دانم چکار کنم خیلی سخته......... انشالله که مشکل هر دومون حل بشه