اولین روز مهد رفتن کله قندم.........
سلام کله قندم............. امروز صبح قرار بود با مادر جون ببریمت مهد......خودت صبح زود بیدار شده بودی برخلاف بقیه روزا....لباس و پوشکتو عوض کردیم . سوار ماشین که شدی کلی ذوق کردی و با همه بای بای می کردی.فدای دلت بشم که از 3 ماه و 10 روزگی پیش خودم نبودی. وقتی رسیدیم مهد با مادر جون گذاشتمت و همه توصیه هایی که لازم بود رو مادر جون بهشون توضیح داد.منم همه رو دیشب براشون نوشته بودم.خاله فتانه مربی تو شده.یه خانم با قد کوتاه و پوست سبزه و محجبه.به نظرم مهربون میومد.لبخند به لب داشت.وسایلاتو تحویل دادم و برگشتم شرکت. مادر جون هم ساعت8:30 اومد شرکت که یکساعتی بشینه که اگه گریه کردی برگرده مهد. ساعت 10:30 با مادر جون رفتم مهد تا مدار...





