کله قند ماکله قند ما، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

کودک خلاق فردا...........

کفشدوزک کوچولو

کفشدوزک کوچولو حسابی غصه داره چون که برای دوختن دیگه کفشی نداره سوزنشو گذاشته کنار گل تو باغچه کاشکی براش بیارن یه لنگه کفش کهنه نخهاشو قیچی کرده تا که باشه آماده وقتی کفشی نداره نخها چه سودی داره از اون دورا میادش انگار صدای خش خش داره میاد هزارپا با یه بخچه رو دوشش تو بخچه اش گذاشته هزار تا کفش پاره حالا دیگه کفشدوزک هیچ غصه ای نداره ...
7 مرداد 1391

حيوانات

سگ   سگ داره هاپ هاپ مي كنه يه تيكه استخون مي خواد اين سگ با وفاي من هر جا برم، با من مي آد   خرگوش   خرگوش ناز گوش دراز تند مي ره مثل برق و باد با اون دوتا دندون تيز يه عالمه هويج مي خواد   گاو   گاو قوي و شكمو مي خوره و هي ميگه ماو به من يه شيشه شير مي ده خيلي مفيده شير گاو   قوچ   قوچ زرنگ و چاقالو داره دو تا شاخ بزرگ پيرهن پشمي پوشيده مي خواد يره به جنگ گرگ ...
7 مرداد 1391

ميوه ها

سيب وقتي يه سيب قلقلي پيرهن قرمز مي پوشه دوست داره گوشت و آب شو اين بخوره، اون بنوشه موز موز طلايي رو ببين مال كيه؟ مال منه واي اگه ميمون ببينه از دست من قاپ مي زنه پرتقال قشنگه پوست پرتقال به رنگ خورشيد مي مونه قطره به قطره چون طلاست آبي كه در قلب اونه  ليمو شیرین  ليمو چه شيرين و چه ترش خيلي مفيده هميشه از اين دو ميوه ي پر آب شربت خوب درست مي شه توت فرنگي اين چيه؟ توت فرنگيه ميوه ي تابستونيه به چه مفيد و خوشمزه ست! تو هم بخور ببين چيه!    ...
7 مرداد 1391

ماشين قديمي

ديروز با مامان جوون رفته بوديم   خيابون ماشينهاي جورواجور اونجا  ديدم فراوون يك ماشين كوچولو شبيه يك  قورباغه توي خيابون ديدم گفتم چقدر اين ماهه! اسمش چيه مامان جان اين وانته  يا پيكان؟ گفت : هيچكدوم عزيزم نه وانت و نه پيكان يك ماشين قديمي اين كوچولو فولكسه شنيده ام گفته اند يه ماشين دو لوكسه. ...
7 مرداد 1391

شعرهاي كودكانه

يه روز باباي ني ني وقتي اومد به خونه آورد براي ني ني يه چتر بچه گونه حالا ني ني به چترش خيلي علاقمنده گاهي اونو مي بوسه باز ميكنه مي بنده گاهي توي حياطه مي گيره چتر و بالا ولي هنوز يه بارون نيومده تا حالا هر روز به ابرهاي ميگه: بارون بشين ببارين فكر ميكنم كه اصلا چترمو دوست ندارين   *********** يك مگس بي ادب آمده توي اتاق سرزده و بي خبر پرزده توي اتاق رخت و لباسش سياه دست و دهانش كثيف بال و پرش چرب وچيل پيف! پيف!پيف ! پيف! هرطرفي كه خواسته چرخ زده درهوا قند و شكر بس نبود رفته سراغ غذا آخرسرآمده پيش من ،اين روبه رو پاشو از اينجا برو ...
7 مرداد 1391

لالايي

*لالالالا گل نازم * تويي سرو سرافرازم * تويي سرو و تويي كاجم * تويي افسر، تويي تاجم * لالالالا گل نرگس * نباشم دور، ِز‌‌ تو هرگز * هميشه در برم باشي * چو تاجي بر سرم باشي *لالالالا گل مريم * چه گويم از غم و دردم *غم من در دلم پنهان * بيا اينجا بشو مهمان * لالالالا گل مينا * بخواب آروم ،گل بابا * بابا رفته ، سفر كرده * الهي زودي برگرده * لالالالا گل شب بو * نگاهت مي كند جادو * ببينم چشم شهلايت * به زير آن كمان ابرو * لالالالا گل پونه *انار كردم واسَت دونه * انار سرخ ِ ياقوتي * بخور اي گل، نگير بونه ...
7 مرداد 1391

شعرهاي كودكانه

يك بستني از كوچه خريدم برگشتم و به خانه رسيدم از كاكائوهاش خوردم ولي زود احساس كردم بي حال و شل بود ديدم كمي بعد شد نرم و وارفت يك دفعه كج شد جيغم هوا رفت سُر خورد و افتاد بر روي پايم از بستني ماند چوبش برايم اي �گرم� خيلي لوس و بدي تو شد بستني آب تا آمدي تو   ************** مادر بزگ وقتي اومد خسته بود چارقدشو دور سرش بسته بود تاكه صداي كفشاشو شنيدم دور گلاي پيرهنش چرخيدم بوسه زدم به لپهاش رفت تموم خستگي هاش   ...
7 مرداد 1391