شب بود و .....
شب بود ومهتاب چون کرم شب تاب در آسمان بی نهایت می خرامید صدها ستاره تا بی کناره در کهکشان راه شیری می درخشید شب بود و دریا آرام و زیبا آن ماسه های ساحلی را رنگ می زد باد شبانگاه در هر گذر گاه بر شاخه ی سرد درختان چنگ می زد شب بود و هر بار گیسوی نیزار بر آبهای روشن مرداب می خورد آواز کوکو این سو و آن سو همراه شاخ و برگ زیتون تاب می خورد شب بود ومن باز با شب هم آواز مبهوت دنیای پر از اسرار و امید شب بود و مهتاب چون کرم شب تاب در آسمان بی نهایت می خرامید منبع:تبیان ...



