خداروشکر دخمل قشنگم تب نداره ..................هوراااااااااااااا
دختر نازم.قربونت برم من ، خداروشکر از دیروز صبح که سپردمت به مادر جون تب نداشتی.خیلی نگرانت بودم ولی انگار داروهات اثر کرده بودن و تبت پائین اومده بود.خداروشکر.دیروزم که دیدم حالت خوبه با بابایی بردیمت بازارو برات 2 تا شلوار فانتزی خوشگل خریدیم.که خیلی بهت میاد.یکیش آبیه و شبیه خرس پانداست که گوشم داره از دو بغلش و اون یکی هم شبیه سر یه پسره که کلاه سرشه.خیلی بهت میومد.مغازشو بالاخره پیدا کردم.به مغازه دار گفتم از این به بعد لباسای دخترم رو فقط از شما میگیرم چون خیلی باسلیقه ای.کلی کیف کرد بنده خدا...... قرار بود اگه تبت رفت بالا ببریمت دکتر خودت که خداروشکر بالا نرفت .به خاطر همین 4 صبح دیگه بهت بروفن ندادم. این روزا فکرم...




