مسافرت آيلين كوچولو به تهران و سوغاتي تهران..........
سلام دخمل قشنگم ....... گفتم اگه اين خاطره به ياد موندني رو ثبت نكنم خيلي حيفه...... ما 26 مرداد بابت مرخصي زايمان ماماني با هم رفتيم تهران.شما اولين بارت بود كه سوار قطار مي شدي و تعجب كرده بودي.قربونت برم كه وارد تونل مي شديم وتاريك مي شد چشات از ترس گرد مي شد و به ماماني پناه مياوردي....فدات دخمل نازم 27 مرداد بود كه خونه خاله هايده رفتيم و خاله مهسا هم با پسر با ادبش عليرضا اونجا بودن به خاطر ما.همون روز بود كه فهميديم شما داري دندون در مياري.آخه خيلي بي تابي مي كردي و همش كسل بودي.خاله هايده با قاشق به لثت زد و ما صداي يه مرواريدو شنيديم و كلي خوشحال شديم. دخمل نازم يه مرواريد كوچولو رو لثه پائيني داره كه...







