کله قند ماکله قند ما، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

کودک خلاق فردا...........

واكسن 4 ماهگي ............

سلام دختر قشنگم ، امروز بايد واكسن 4 ماهگيتو مي زدي و ماماني هم 1 ساعت بيشتر مرخصي نداشتم. به همين خاطر بابايي صبح زود مارو رسوند خونه مادر جون و با مادر جون رفتيم تا واكسنتو بزنيم.همش دلم شور مي زد كه نكنه بعد از جدا شدن از من گريه كني ولي اينطور نشد.وقتي رسيديم درمانگاه بهت واكسن زدن فقط يه جيغ بنفش كشيدي و بعدش  كه بهت شير دادم آروم شدي.اونوقت مادرجون از داروخانه استامينوفن خريد و 15 قطره بهت دادم و يه كم هم ماليدم به جاي واكسنت.چون دردت شروع شده بود با ناله استامينوفن رو خوردي.الهي بميرم كه خون واكسنت ريخت رو مانتو ماماني و ماماني دلش كباب شد برات.ولي چون شير خورده بودي و خيلي خوبت ميومد خوابيدي.تو خواب هم برام داشتي ناز مي كردي و ...
22 تير 1392

پيدا شدن گوشواره دخمل نازم 20 تير ........4 ماهگي آيلين خانوم21 تير

5شنبه 20 تير بود كه بابايي رفت تا  ماشين رو ببره كارواش.قرار بود فقط بيرون ماشينو بده تا بشورن ولي كارگر اونجا گفت داخل ماشين چي؟شوشو هم گفت تا اينجا اومدم داخلشم بدم بشوره و تميز كنه.كارگره تا اومد داخل ماشينو جارو برقي بكشه يه لنگه گوشواره ايلين كه مليله صورتي داشت رو پيدا كرد.بابات خيلي خوشحال شد كه پيدا شد.منم خيلي خوشحال شدم.ولي اينو ديگه تو گوشت نمي كنم و برات يه آويزي مي خرم.راستي دخمل نازم شما 21 تير92 شدي 120 روزه.ايشالله 120 ساله شي. فداي خندهات بشم كه وقتي مي خندي لثه بي دندونت معلوم ميشه . ...
22 تير 1392

آيلين امروز 28 هفته و 0 روزشه.هورااااااااااااااااا...........2دي 91

سلام دختر گلم.اين روزا فكر ماماني خيلي مشغوله.از طرفي دوست داريم يه دخمل نازو داشته باشيم كه تنها نمونيم تواين شهر غريب و از طرفي موندم اگه سر كار نيام و بمونم نگهت دارم كي قسطارو بده؟ دلم مي خواد هم پيشت باشم و هم برات كم نزارم. عاشقتم با اينكه نديدمت.يه وقت نبينم يه روز تو روي ما وايسي و بگي چرا منو بدنيا آورديدا؟ هميشه دونفر كه عاشقن و بعد 7 سال به هم رسيدن دلشون مي خواد ثمره عشقشونو ببينن. 5 شنبه كه رفتيم بازار يه دامن خوشگل كفشدوزكي برات خريديم.به بابايي گفتم تو براي خريد خودت اومدي بازار ماله خودتو بخر ولي بابايي گفت شايد شبيه اين دامنو ديگه نبينمو تو دلم بمونه كه دخترم از اين مدليشو نداره .واسه همين با اينكه خيلي گرونه ولي م...
18 تير 1392

عكس منو دختر خالم باران ................. 18تير92

ديشب رفته بوديم خونه دختر خالم اينا.خاله تا منو ديد كلي منو چلوند و بوسم كرد.منم خيلي براش خنديدم. باران خواب بود.وقتي بيدار شد و عمو وحيد هم از سر كار اومد باهم كلي بازي كرديم.اينم عكساش: دختر خالم (باران) 2 ماه و 7روز ازم بزرگتره.خوشگله مگه نه؟منم خيلي دوسش دارم.   ما خيلي وول مي خورديم.بابايي كلي ازمون عكس گرفت تا اين چن تا درست از آب در اومد. اي بابا يكي منو بگيره من تعادل ندارما.الانه كه بيوفتم.باران جونم كمكككككك اينم يه عكس خوشگل از دختر خاله نازم كه من خيلي دوسش دارم. اينم يه عسك به ياد موندني از منو و بابايي و باران جون. اينم روروئك بارانه كه من نشستم توش.خيلي حال مي ده. مي خوام ...
18 تير 1392

خاطرات جا مونده از روز تولد دختر قشنگم

دختر قشنگم خاطره روز تولدت رو نتونستم برات بنويسم.آخه اون روزا بد جور گرفتار بودم.اول اينكه درد داشتم و بعدشم كه شما دلپيچه داشتي.بعدم كه خونه نت نداشتم و برامون از شيراز مهمون اومده بود. ولي امروز اومدم كه برات تعريف كنم:21اسفند 91 بود (صبح دوشنبه ساعت7)...(شما 39 هفته و 2 روزت بود كه تو دل ماماني بودي) منو بابايي و مادر جون داشتيم مي رفتيم بيمارستان صاحب الزمان كه ماماني رو بستري كنن تا دكتر بياد.يادمه نم نم داشت بارون ميومد.بابايي از پائين ساختمون از منو و مادر جون فيلم داشت مي گرفت.منو كه بستري خواستن بكنن بهم يه دست لباس آبي رنگ دادن.ولي به هم تختيم كه با همين خانوم دكتر بود شلوار دادن و به من ندادن.اونم سزارين بود.خيلي ترسيدم آخه چرا...
17 تير 1392

عكسهاي دختر قشنگم.................17تير 92 ............عكساي حموم و بعدش

اينجا دختر قشنگم داره آماده مي شه كه بره حموم....خيلي ذوق داره       مامان جونم دقت كردي از وقتي كه همه وسايلامو بردي خونه مادر جون ديگه هيچي برام تو خونه نذاشتي؟آخه همه عكسام رو كيسه خوابمه كه سفره كردي زيرم خوب حداقل تشكمو نگه مي داشتي با محبت به مامانم نگاه مي كنم شايد زودتر بغلم كنه.منو مامانم عاشق هميم دلتون بسوزه غافلگير شدم.آخه مامانم رفت و بابايي اومد كه منو بياره حموم.البته تو بغل بابا بودن هم يه صفاي ديگه اي داره.همش براش ناز مي كردم و اونم منو مي بوسيد بابايي مي خواي عكس بگيري؟ منم عاشق آب بازيم. آخيييييييييش تنم حال اومد.بازم بريز مي خواي چيكار كني؟دِهَ.زودي بگي...
17 تير 1392