واكسن 4 ماهگي ............
سلام دختر قشنگم ، امروز بايد واكسن 4 ماهگيتو مي زدي و ماماني هم 1 ساعت بيشتر مرخصي نداشتم. به همين خاطر بابايي صبح زود مارو رسوند خونه مادر جون و با مادر جون رفتيم تا واكسنتو بزنيم.همش دلم شور مي زد كه نكنه بعد از جدا شدن از من گريه كني ولي اينطور نشد.وقتي رسيديم درمانگاه بهت واكسن زدن فقط يه جيغ بنفش كشيدي و بعدش كه بهت شير دادم آروم شدي.اونوقت مادرجون از داروخانه استامينوفن خريد و 15 قطره بهت دادم و يه كم هم ماليدم به جاي واكسنت.چون دردت شروع شده بود با ناله استامينوفن رو خوردي.الهي بميرم كه خون واكسنت ريخت رو مانتو ماماني و ماماني دلش كباب شد برات.ولي چون شير خورده بودي و خيلي خوبت ميومد خوابيدي.تو خواب هم برام داشتي ناز مي كردي و ...






